خرید بک لینک
دستانی که ردشان روی گلوی خیال مانده و صدای تپش چیزی شبیه به قلب در کف پاها که جا باز کنند برای عقل . این چیزی بود که از من خواسته بودنند. جایی که تنها حیات غیرمادی در زندگیم رویا بود؛ اما رویاهای آشف

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

انرژی و وقت، احساسات و راحتیِ زیادی خرج شد تا عمیقا فهمیدم ذهن دغدغه مند، چجور ذهنیه. درگیری با حجم زیادی از مشکلات طبقی بندی نشده که براشون راه حلی نداشتم و این در و اون در می زدم تا بفهمم و یه قدم ب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

امیرکبیری ها اگر یک روز از من بپرسید پلی تکنیک تهران چجور جاییست؟ به شما خواهم گفت جایی که در آن اکثرا ادم هایی که با وضع مالی خوب، از دبیرستان های خوب، با معلم ها و مشاور های خوب آمده اند. در این جا

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

"بوی خون میدهد این عشق، خدایا الغوث! "

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

هیچ دستی به سمت قلب های خجالتی دراز نمی شود.

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 فروردين 1398 ساعت: 7:48

خیال می کردم کارم با دمپایی ابری هم راه میفتد ولی باید کفش آهنی به پا می کردم."خب راستش فلز تا چکش نخورد شکل نمیگیرد ولی باید حواست باشد ضربه را کی و کجا می زنی. ممکن است فرم بدی بگیرد، خراش بردارد و

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 فروردين 1398 ساعت: 7:48

صفحه بندی